تبليغاتX
ای عشق همه بهانه از توست


ای عشق همه بهانه از توست

 

.:: توضیحات ::.

امشب مي خوام دعا کنم
دعا کنم بارون بياد
دعا کنم بازم دلت
عاشقي رو از سر بخواد
دعا کنم تموم بشه
قهر منو دستاي تو
هواي ابري کم بشه
از تو شب چشماي تو
شادي بياد سراغ ما
اسم من و تو ما بشه
ديروز رو از ما بگيره
امروز ما فردا بشه
دعا کنم که تو دلت
يه جا واسه من بذاري
دعا کنم دلت بخواد
بياي و پيشم بموني
منو ببخشي بذاري
زنده بشن خاطره ها
تسليم خوشبختي بشه
دوباره لحظه هاي ما



 


.:: امکانات ::.

صفحه نخست
پست الكترونيك
 


.:: آرشیو ::.
 

اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386

 


.:: آرشیو موضوعی ::.
 

عاشقانه
شعر

 


.:: پیوندها ::.


اخرین عشق
دست تو پلی از عشق تا آن سر رویاهاست
دوستت دارم تا نه دوست داشتن من تا نداره
افتاب در سایه
البوم عکس انجلینا جولی
اگر میخواهید به خبرهای روز دسترسی داشته باشید عضو خبرنامه ما شوید
شهر عشق
هر چی بخوای اینجا هست
تندیس صامت یک قاصدک
هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد
متنهای عشقولانه,جوک,sms
ورود برای عموم آزاد است !
نامه های خوانده نشده
و آمديم كه عاشق شويم و در گذريم ...(میثم)



.::
قالب از ::.

 

نازنین

www.Naazanin.Com


 

گل


 

      

 

http://iranpic.irlook.com

 

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - چهارشنبه 4 اردیبهشت1387
   

 

 


 

    

  
 
 لینک نوشته - بيتا - چهارشنبه 15 اسفند1386
 

 

 

رسم زندگی


 

    

 

 

وقتي خدا داشت بدرقه ام مي کرد بهم گفت:

 

 

جايي که مي ري مردمي داره که مي شکننت،نکنه غصه بخوري؟

 

 

من همه جا باهاتم، تو تنها نيستي.

 

 

تو کوله برات عشق مي ذارم تا بگذري،

 

 

واست قلب مي ذارم تا جا بدي،

 

 

اشک مي دم تا همراهيت کنه...

 

 

ومرگ تا بدوني بر مي گردي پيشم...

 

 

 

ر س م  ز ن د گ ی

 

 

 

 

 

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - چهارشنبه 15 اسفند1386
   

 

 

شمع


 

    

چهار شمع بودند که به آرامي ميسوختند .
سکوت طوري بر فضاي اتاق خيمه زده بود که به وضوح ميشد صداي درد دلشان را با يکديگر شنيد .
شمع اول گفت : من «آرامش» هستم ...! هيچ کس نميتواند از نور من محافظت کند ، بهر حال فکر کنم بايد بروم ، چون هيچ دليلي براي ماندن و بيش از اين سوختن نميبينم ...
رفته رفته شعله اش کم نور و کم نور تر شد تا اينکه بطور کامل از بين رفت ( خاموش شد ) .
شمع دوم گفت : من «ايمان» هستم .. گمان نکنم تا مدت زيادي بمانم ، وقت رفتنم فرا رسيده و هيچ دليلي براي بيشتر از اين بودنم باقي نمانده من ديگر براي هيچ کس ارزشي ندارم .
تا صحبتهايش تمام شد ، نسيمي به آرامي وزيد و شمع دوم را خاموش کرد .
شمع سوم با غم زيادي شروع به صحبت کرد : من «عشق» هستم .. ديگر قدرتي براي ماندن ندارم ، ديگر کسي به من اهميت نميدهد و مردم قدر مرا نميدانند و فراموش کردند که عشق از همه کس به آنها نزديک تر است .
بيشتر منتظر نماند و دوام نياورد ، نورش کاملا از بين رفت و مانند شمعهاي قبلي خاموش گشت .
ناگهان کودکي وارد اتاق شد و سه شمع اول را خاموش شده ديد
با گريه و اندوه زيادي گفت : اي شمع ها ! اي شمع ها‌ ! چرا شعله تان خاموش شد و نورتان از بين رفت؟ بايد تا ابد روشن بمانيد و همه جا را نوراني کنيد .. شما را بخدا روشن شويد .. نرويد ..
کودک همچنان به اشک ريختن و گفتگو با شمع هاي خاموش ادامه ميداد و التماس ميکرد
در آن هنگام بود که شمع چهارم شروع به حرف زدن کرد و گفت :
نترس کوچولوي من ، تا وقتي که من هستم و وجود دارم ميتوانم آن سه شمع را روشن کنم و تا هميشه پر نور نگهشان دارم .. زيرا من «اميد» هستم .
کودک داستان ما با اشتياق و شتاب فراواني شمع چهارم را به دست گرفت و با شعله اش سه شمع خاموش شده را دوباره روشن کرد
آره .. «اميد» رو هيچ وقت نبايد از زندگيمون برونيم
هر کدوم از ما با کمک «اميد» ميتونيم از «عشق» و «ايمان» و «آرامش»مون واسه هميشه در دل و زندگيمون نگهداري کنيم.


 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - شنبه 4 اسفند1386
   

 

 

تو


 

                              

تبسم آغازین عشق یا نفرت.

نمی دانم از کدامینشان بود، هرچه بود برای شکفتنش کوتاه بود.

کاش می شد زمانی راکه تو می خندی وشکوفه های یاس در آن گونه های همیشه پر تلالوات باز می شدن را، بار دگر ببینم.

آن تبسم شیرین که از گوشه ی دریچه ی محبت آغاز می شد وتا امتداد سرزمین عشق می رسید را ، بار دگر ببینم.

حتی آن چین های ژزف انگیز که درمیان تبسم تو نمایان بود، افشا کننده ی راه پر شقاوت دوستی مان بود.

اما من نتوانستم از آن نگاهت سیراب گردم.

نمی دانم چرا اسم تو بری لحظه ای مرا رها نمی سازد.شاید اسم تو با عشق عجین گشته..هر زمان به یادتو، به یاد نگاهت، به یادصدایت وخنده هایت در مرز

تنهایی حسرت می رسم دوست دارم گریه را آغازگر باشم...

اما اشکی دگر نیست برای تو ببارد.

تو رفتی وتمام بهار زندگی ام رفت.

تو رفتی ودگر خورشید در آسمان تاریک قلبم طلوع نکرد.

تو رفتی وبا تو عشق نیز رفت.


  
 
 لینک نوشته - بيتا - دوشنبه 1 بهمن1386
   

 

 

بازنده


 

    
در دنياي بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است

  
 
 لینک نوشته - بيتا - دوشنبه 1 بهمن1386
   

 

 

خلوت تنهایی


 

             

 

در خلوت تنهايي مرگبار خود فرياد زدم . دستم را زير پلکهايم بردم با انگشتان لرزان خودم جوهري از ناب ترين قطره هاي اشک ديده ام را بر روي صفحه ي سفيد و دست نخورده ي  قلبم کشيدم و آرام گفتم : " دوستت دارم در حسرت ديدارت يک آسمان اشک در سينه ام دارم."

  
 
 لینک نوشته - بيتا - دوشنبه 12 آذر1386
   

 

 

دلم تنگه...


 

              
 

دوباره دلم واسه غربته چشمات تنگه

 

                             دوباره اين دل ديونه واست دل تنگه

 

وقته از تو خوندنه ستاره ي ترانه هام

 

                             اسمه تو براي من قشنگ ترين اهنگه

 

بي تو يک پرنده ي اسير بي پروازم

 

                            با تو اما ميرسم به قله ي اوازم

 

اگه تا اخره اين ترانه با من باشي

 

                           واسه تو سقفي از اهنگ و صدا ميسازم

 

با يه چشمکه دوباره منو زنده کن ستاره

 

                           نزار از نفس بي افتم تويي تنها راه چاره

 

اي ستاره اي ستاره بي تو شب نوري نداره

 

                            اين ترانه تا هميشه تورو ياده من مياره

 

تويي که عشقمو از نگاه من مي خوني

 

                            تويي ک تو تپش ترانه هام پنهوني

 

تويي که هم نفسه هميشه ي اوازي

 

                            تويي که اخره قصه ي منو مي دوني

 

اگه کوچه ي صدام يه کوچه ي باريکه

 

                             اگه خونم بي چراغه چشمه تو تاريکه

 

مي دونم اخره قصه ميرسي به دادمن

 

                              لحظه ي يکي شدن تو اينه ها نزديکه

 

با يه چشمکه دوباره منو زنده کن ستاره

 

                           نزار از نفس بي افتم تويي تنها راه چاره

 

اي ستاره اي ستاره بي تو شب نوري نداره

 

                            اين ترانه تا هميشه تورو ياده من مياره

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - سه شنبه 6 آذر1386
   

 

 

آرزوي وصال


 

    
نازنين سفر تنها سهم من از چشمان تو بود. ديشب فانوس زندگي ام به اميد روي تو روشنايي مي بخشيد و امشب بي تو در گذر گاه خفته است .  اکنون زمان کوچ پرستو ها و نزديک شدن غروب بر بام شهر است و من باز آخرين قطرات اشکم را روشنايي ستاره هاي يادت ميکنم و نهال عشق را در گلدان خالي زندگي ام مي کارم تا در نبود تو خزان و تنهايي او را از پاي در نياورد .  چشم در چشم غروب با قلبي پر از درد و سينه اي مملو از تنهايي به ياد شبي مي افتم که مرا با کوله باري از دلواپسي و دلتنگي تنها گذاشتي وآرام سفر کردي...

  
 
 لینک نوشته - بيتا - سه شنبه 29 آبان1386
   

 

 

ديدار


 

    
کاش مي شد اشک را تهديد کرد
مدت لبخند را تمديد کرد
کاش مي شد ميان لحظه ها
لحظه ي ديدار را نزديک کرد

  
 
 لینک نوشته - بيتا - سه شنبه 15 آبان1386
   

 

 

تو


 

      

رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم ..    
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم ..
یاد من نبودی اما من بیاد تو شکستم ..
غیر تو که دوری از من دل به هیچ کسی نبستم

  
 
 لینک نوشته - بيتا - چهارشنبه 9 آبان1386
   

 

 

کاش مي شد


 

    


کاش مي شد هيچ کس تنها نبود
کاش مي شد ديدنت رويا نبود
گفته بودي با تو مي مانم ولي
رفتي و گفتي که اينجا جا نبود
من دعا کردم براي بازگشت
دست هاي تو ولي بالا نبود
باز گفتي که فردا مي رسد
کاش روز ديدنت فردا نبود

  
 
 لینک نوشته - بيتا - سه شنبه 1 آبان1386
   

 

 

معنی عشق


 

    

عشق به اين معنا نيست که زير باران کنار هم باستيم. عشق يعني يکي براي ديگري چتري بشه و ديگري هرگز نفهمد که چرا خيس نشد

  
 
 لینک نوشته - بيتا - شنبه 28 مهر1386
   

 

 

دل تنگ


 

    

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - چهارشنبه 25 مهر1386
   

 

 

پنجره


 

      

                   

پنجره ای می گشایم برای تو
روبروی برکه تنهایی
در پستوی این غربت سرد
و بعد
... زیر تاک بر خوردار از لحظه های پاییز
کبوتران عشق را
فقط به خاطر تو
از قفس کهنه ی غربت رها میکنم
و آخر!
زیر بارش گریه های پاییز
به احترام نگاهت بر می خیزم


  
 
 لینک نوشته - بيتا - دوشنبه 23 مهر1386
   

 

 

مسافر سپیده


 

       


نفس تنهایی را به امید دیدارت می شکنم. عطر نگاه مهربانت در فضای خاطرم می پیچد و هر لحظه حظور بهاری ات را احساس می کنم و آفتاب همیشه تابانت تاریکی های دلم را روشن میکند. بیا ای شکننده سکوت بی پایان قلبم! ای آرام جان پریشانم! بیا که آتش جدایی خاکسترم کرده. بیا و پایان دلتنگی هایم باش ای مسافر سپیده!


  
 
 لینک نوشته - بيتا - دوشنبه 23 مهر1386
   

 

 

شکلم شکل تنهايست


 

                           

چنان دل کندم از اين دنيا که شکلم شکل تنهايست
ببين مرگ مرا در خويش که مرگ من تماشايست
مرا در اوج مي خواهي تماشا کن تماشا
دروغ اين بودم از ديروز مرا امروز حاشا کن
در اين دنيا که حتي ابر نمي گريد به حال من
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - سه شنبه 17 مهر1386
   

 

 

کاش


 

    

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - یکشنبه 15 مهر1386
   

 

 

عاشقت خواهم ماند


 

                                               
                                     

                                 
عاشقت خواهم ماند.
 بيآنکه بداني.دوستت خواهم داشت، بيآنکه بگويم. درد دل خواهم گفت بي هيچ کلامي.گوش خواهم داد، بي هيچ سخني. در آغوشت خواهم گريست،بيآنکه حس کني. در تو ذوب خواهم شد، بي هيچ حرارتي.

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - یکشنبه 15 مهر1386
   

 

 

مي‌دانم که...


 

                                

                                    

نمي‌نويسم، چون مي‌دانم هيچ گاه نوشته‌هايم را نمي‌خواني، حرف نمي‌زنم، چون مي‌دانم هيچ گاه حرف‌هايم را نمي‌فهمي، نگاهت نمي‌كنم، چون تو اصلا نگاهم را نمي‌بيني، صدايت نمي‌زنم، زيرا اشك‌هاي من براي تو بي‌فايده است فقط مي‌خندم، چون تو در هر صورت مي‌گويي من ديوانه‌ام. آرزويم اين است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زياد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه تو را مي خواهد

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - شنبه 14 مهر1386
   

 

 

عشق...


 

    

 

 

 

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                    عشق

دل                       شاد ی                                                   يعني

كلبه                                                                      وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

         اسرار     يعني

      عشق

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - پنجشنبه 12 مهر1386
   

 

 

وزن آواز من


 

      

مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش

مرا کم دوست داشته باش اما هميشه دوست داشته باش


            اين وزن آواز من است
         اگر مرا بسيار دوست بداري
         شايد حس تو صادقانه نباشد
              کمتر دوستم بدار
       تا عشقت ناگهان به پايان نرسد
             من به کم هم قانعم
     واگر عشق تو اندک ،اما صادقانه باشد
              من راضي ام
     دوستي پايداراز هر چيزي بالاتر است
          مرا کم دوست داشته باش
 اما هميشه دوست داشته با ش
            اين وزن آواز من است
   بگو تا زماني که زنده اي،دوستم داري


                ومن تمام عشق خود را به تو پيشکش مي کنم


 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - پنجشنبه 12 مهر1386
   

 

 

سپيده ي عشق


 

                                  

آسمان همچون صفحه ي دل من

روشن از جلوه هاي مهتاب است

امشب از خواب خوش گريزانم

که خيال تو خوش تر از خواب است

خيره بر سايه هاي وحشي بيد

مي خزم در سکوت بستر خويش

باز دنبال نغمه اي دلخواه

مي نهم سر به روي دفتر خويش

آه... باور نمي کنم که مرا

با تو پيوستني چنين باشد

نگه آن دو چشم شور افکن

سوي گرم و دلنشين باشد

بي گمان زان جهان رويايي

زهره بر من فکنده ديده ي عشق

مي نويسم به روي دفتر خويش

جاودان باشي اي  سپيده ي عشق

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - چهارشنبه 11 مهر1386
   

 

 

بنویس


 

      

        نا تمام

 

  بر سنگ مزارم بنویس

  اشفته دلی در این خلوت خاموش

  انجا بنویس

  که او زاده ی غم بود و

  یکباره به غم های جهان گشت خاموش

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - دوشنبه 9 مهر1386
   

 

 

اميد به ديدن تو ......


 

      

اميد به ديدن تو

زخم ، مي توانم احساس کنم که بزرگتر مي شود

هر چه بيشتر از گم شدن تو مي گذرد

بزرگتر از هر چه تا کنون ديده ام

من در درونم نمي توانم بپذيرم

که تو به هر حال بايد ترکم مي کردي

هر چند ، مي دانم که حالا حالت خوب است

روزي که تو دوباره بر خواهي گشت

چون فقط تو مي تواني اين درد را بهبود دهي

پدر ، هنوز من همه جا مي بينمت

پدر ، اميدم را زنده نگه داشته ام که ببينمت

مي دانم که تو مي تواني حرفهايم را بشنوي

که تو از بهشت تا ابد مواظب من هستي

اما من مي خواهم برگردي و با من باشي

مي دانم که تو تنها دوست من بودي

حالا به دست ياريگر تو محتاجم

و عشقي که تو ، فقط تو مي تواني ببخشي

حتي حالا که رفته اي

هنوز قلبت وقتي که دعا مي کنم مي شنود

و براي هر چه که بدست مي آورم شکرگذاري مي کند

روزي که تو دوباره بر خواهي گشت

چون فقط تو مي تواني اين درد را بهبود ببخشي

اميد به ديدن تو ...

  
 
 لینک نوشته - بيتا - یکشنبه 11 شهریور1386
   

 

 

آدمک


 

    

 

               

آدمک آخر دنياست بخند

آدمک مرگ همين جاست بخند

دست خطي که تو را عاشق کرد

شوخي کاغذي ماست بخند

آدمک خر نشوي گريه کني !

کل دنيا سراب است بخند

آن خدايي که بزرگش خواندي

به خدا مثل تو تنهاست بخند ..... !

 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - شنبه 10 شهریور1386
   

 

 

دلم تنگه


 

       

دوباره دلم واسه غربته چشمات تنگه

                                 دوباره این دل دیونه واست دل تنگه

وقته از تو خوندنه ستاره ی ترانه هام

                              اسمه تو برای من قشنگ ترین اهنگه

بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم

                             با تو اما میرسم به قله ی اوازم

اگه تا اخره این ترانه با من باشی

                            واسه تو سقفی از اهنگ و صدا میسازم

با یه چشمکه دوباره منو زنده کن ستاره

                            نزار از نفس بی افتم تویی تنها راه چاره

ای ستاره ای ستاره بی تو شب نوری نداره

                             این ترانه تا همیشه تورو یاده من میاره

تویی که عشقمو از نگاه من می خونی

                             تویی ک تو تپش ترانه هام پنهونی

تویی که هم نفسه همیشه ی اوازی

                             تویی که اخره قصه ی منو می دونی

اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه

                              اگه خونم بی چراغه چشمه تو تاریکه

می دونم اخره قصه میرسی به دادمن

                               لحظه ی یکی شدن تو اینه ها نزدیکه

با یه چشمکه دوباره منو زنده کن ستاره

                            نزار از نفس بی افتم تویی تنها راه چاره

ای ستاره ای ستاره بی تو شب نوری نداره

                             این ترانه تا همیشه تورو یاده من میاره


 

  
 
 لینک نوشته - بيتا - شنبه 10 شهریور1386
   

 

 

نميخوام بگم که.......


 

    

 

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلی...

چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...

چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...

چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.

چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...


چون دنيا يه روز تموم ميشه... 

نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
 
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
 
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
 
نميخوام بگم که دوستت دارم.
چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...
 
  
 
 لینک نوشته - بيتا - جمعه 9 شهریور1386
   

 

 

 

 

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران